در باب متدولوژی فمینیستی/سمانه خادمی

متدولوژي را رويه‌هايي مي‌دانند كه مرتبط است به ساختن يك دانش داراي اعتبار و روايي (Ramazanoglu. 2002: 9). در واقع آن چه در متدولوژي به معناي روش شناسي اهميت مي‌يابد اين كه چه گونه يك روش خاص (يا روش‌هايي) را مي‌توان به كاربرد تا اعتبار [1] و تناسب روش و دانش كسب شده را نسبت به هم تضمين كرد و نيز از سوي روايي [2] و تكرار پذيري آن را تامين نمود.

بايد يادآور شد كه ميان روش [3] و روش شناسي تفاوت است. روش، شيوه گردآوري شواهد است در حالي كه متدولوژي نظريه‌اي است كه نحوه‌ي اجرا عمليات پژوهش را تعيين مي‌كند (آبوت و والاس، 1380: 278).

در واقع متد حاكي از يك رهيافت عمومي براي تحقيق به حساب مي‌آيد مثل متد تجربي، متد علمي يا ضد ماركسيستي، به ويژه مفهوم متد صرفاً به فنون و رويه‌هاي به كار گرفته شده براي كشف واقعيت اجتماعي و توليد شواهد مربوط مي‌شود (مانند مردم‌نگاري، مصاحبه‌ها، مشاهدات، گروه‌هاي متمركز، پرسش‌نامه‌ها، سرگذشت احوال، تحليل اسنادي، تجارب آزمايشگاهي، تحليل متون، اشياء يا تصاوير). در حالي كه متدولوژي در تحقيق اجتماعي شامل قواعدي است كه مشخص مي‌كند كه چه گونه يك تحقيق اجتماعي مي‌بايستي صورت بگيرد.

آن چه از روش علمي مدرن مد نظر ماست صورتي از جست‌وجوي حقيقت است كه دانشمندان در آن هدفشان را معطوف به مشخص كردن ارتباط بين آرا (نظريات علمي)، تجربه (آن چه حواس، و تجارب به ما مي‌گويند) و واقعيت (آن چه مستقل از فكر انساني وجود دارد) مي‌باشد. (Ramazanoglu, 2002: 10)

ارتباط ميان فمينيسم و متدولوژي زماني شروع مي‌شود كه فمينيسم خود را به عنوان يك دانش معتبر معرفي كند. از اين روست كه صحبت از روش تحقيق فمينيستي به ميان مي‌آيد.

بايد گفت كه هيچ روش تحقيقي به خودي خود فمينيستي يا ضد فمينيستي نيست. راه‌هاي انجام تحقيق در چهارچوب نظري آن كه بستر تعبير نتايج است، تحقيق را فمينيستي يا غير فمينيستي مي‌كند. با وجود اين، بسياري از فمينيست‌ها روش‌هاي كمي گردآوري و تحليل اطلاعات را مردود مي‌دانند(آبوت و والاس، 1380: 277). زيرا اين روش‌ها از سويي مدعي نوعي بار عملي‌اند كه جای تردید دارد و از سوي ديگر در اين روش‌ها با مردم مانند اشياء برخورد مي‌شوند نه موجودات انساني .                                          

 

اگر فمينيسم از دانش موجود و روش‌هاي آن انتقاد دارد پس بايد خود روش جديد ارائه دهد كه اين امر مستلزم روش‌شناسي (متدلوژي) خاص فمينيستي است كاترين مك كينون درباره روش و اهميت روش‌شناسي فمينيستي مي‌گويد: «روش كمك موثري به نظريه فمينيستي مي‌كند. زيرا آن چه را دليل و مدرك به حساب مي‌آيد تعيين و سازمان‌دهي مي‌كند و آن چه را شاهد و گواه تلقي مي‌شود، تعريف مي‌كند». (Mckinnon, 1982). به نظر او وظيفه نظريه  ، كشف تعارضات و پيوندهاي ميان روش‌هاست.

هارتساك نيز رابطه روش فمينيستي و نظريه را در اين مي‌داند كه يك روش فمينيستي بايد بكوشد واقعيت را به صورت نظريه خلاصه كند و جمع‌بندي نمايد. براي نمونه، فمينيسم در انواع تعميم‌گيرايي‌ها شك مي‌كند و تلاش براي كسب آگاهي را به صورت شكلي از نظريه و عمل سياسي به كار مي‌برد (Hartsock, 1979).

اين تاكيد ما را به سوي وظيفه متدولوژي فمينيستي سوق مي‌دهد كه ضمناً مي‌تواند تعريفي از آن نيز باشد‌:

1) يك فرايند سياسي و اجتماعي از توليد دانش، تلقي مي‌شود.

2) فرضياتي درباره ماهيت و معناي افكار، تجربه، واقعيت اجتماعي و اين كه چه گونه اين عوامل مي‌توانند به هم مربوط شوند، ارائه مي‌دهد.

3)دربدارنده  تفكر انتقادي است در مورد اين كه براي دانشي كه به دست مي‌آيد چه اعتباري را مي‌توان ادعا نمود؟

4) قابليت توضيح (يا نفي قابليت توضيح) براي الزامات اخلاقي و سياسي توليد دانش را فراهم مي‌سازد (Ramazanoglu, 2002).

در حالي كه متدولوژي فمينيستي ريشه در مفاهيم روش علمي به عنوان وسايل توليد دانش معتبر درباره واقعيت اجتماعي دارد، اما اين ريشه در مسير روشني از طريق مباحث در مورد متدولوژي (روش‌شناسي) رشد نمي‌كند. بلكه بيش‌تر با موضوعات هستي‌شناسي و معرفت‌شناسي پيوند مي‌خورد. فمينيست‌ها هم چنين در مورد اين كه آرا از كجا مي‌آيند، چه گونه مردم تجارب را معنادار مي‌سازند، آيا واقعيت اجتماعي مي‌تواند به آرا و تجارت مربوط باشد و چه شواهدي نشانه و شاهدي به شمار مي‌رود، بحث مي‌كنند که اختلاف نظر شدیدی در پی داشته است .

 

منابع

آبوت، پاملا. والاس كلر، 1380، جامعه‌شناسي زنان، ترجمه منيژه نجم عراقي،‌‌ تهران: نشرني.

 

Hartsock , Nancy ,1979, «The feminist Standpiont : Developing the Ground for a Specifically feminist Historical Materialism» in «The Feminist Standpoint Theory Reader: intellectual & political controversies« , Sandra Harding, New york: Routledge.

 

Mckinnon Catharine ,1982 , «feminism , marxism , method and the state : an agenda for theory» , in «feminist theory« , keohane , N.O.  et al  (eds) , Harvester Brighton.

 

Ramazanoglu Caroline , Holland Janet ,2002, «Feminist Methodology Challenges & Choices« , London : SAGE Publications.

  [1]- Validity

 [2]- Reliability

 [3]- Method

 

 

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: