معصوميت در پشت ميله

به یاد دارم این مقاله یکی از نشریات ما در دانشگاه فردوسی مشهد بود. در آن زمان خبر تکان دهنده ای بود که افکار بسیاری از فعالین اجتماعی را به خود مشغول کرد اما اکنون پس از گذشت بیش از یک سال هنوز دقیق اطلاع ندارم که چه بر سر این کودکان می رود. تجسم تنها یک شب آنگونه زندگی کردن که او زجر می کشد و تنها یک روز خفت آنگونه که او تحمل می کند. کودک، این عبارت زیبا…

معصوميت در پشت ميله

ر.ص

نشریه دانشجویی ارشاک -29 بهمن ماه  1385

دختري تنها و غريب در گوشه اي از زندان، به گذشته خويش فكر مي كند. گذشته اي كه زياد طولاني نبوده است، به دوران كودكي اش، به سالهايي كه خيلي زود سپري شد و او اكنون پا به عرصه اي نو گذاشته است، به دنيايي جديد.

دنيايي كه به بدترين و خشن ترين شكل موجود او را در بر مي گيرد و به او خوشامد مي گويد. دنيايي كه در افكار كودكانه اش نمي گنجد. دنيايي كه مي تواند او را متحول كند اما چه تحولي!!!

سال گذشته (حدود يك سال و نيم) خبر بسيار تكان دهنده اي بر روي سايت هاي خبري خودنمايي كرد.

شهر مشهد به عنوان دومين كلان شهر مذهبي جهان از داشتن كانون اصلاح و تربيت دختران محروم است. يعني دختران كم سن و سالي كه به هر بهانه‌اي بازداشت شده اند به بند عمومي زنان فرستاده مي‌شوند.(ايسنا)

فرستادن يك دختر نوجوان به زندان نه تنها دردي از جامعه را دوا نمي كند بلكه موجب مي گردد فرد به راههايي كشيده شود و شيوه هايي را فرا بگيرد كه در خارج زندان حتي به آنها فكر هم نمي كرد. فرستادن يك دختر نوجوان بين عده اي خلافكار حرفه اي ضربه اي است مهلك اول بر خود فرد و سپس بر پيكره اجتماع.

آيا جنايتي بزرگتر از اين وجود دارد؟ يك دختر نوجوان كه هنوز معصوميت خويش را به همراه دارد و تنها به خاطر يك اشتباه يا يك سهل انگاري كوچك گرفتار شده ، در زندان مورد انواع تجاوزات و فشارهاي روحي قرار گرفته و پس از خروج از زندان به يك مجرم و خلافكار تمام عيار تبديل شود؟

به راستي نبايد افرادي كه مسئول اين قضيه هستند پاسخگو باشند؟ آيا نه اين است كه اگر زنهاي يك جامعه اصلاح شوند كل جامعه اصلاح مي شود؟ مگر جز اين است كه آن فردي كه از زندان آزاد شده بايد درهمين جامعه‌اي كه ما زندگي مي‌كنيم، زندگي ميكند.

پس از گذشت حدود يك سال و اندكي از افشاي اين قضيه، به تارگي اين خبر را تاييد كرده اند. دادستان دادسراي عمومي و انقلاب مشهد اين امر را تاييد و ذكر نمود كه دومين كلانشهر مذهبي جهان كانون اصلاح و تربيت دختران ندارد.

به راستي چه كسي به فكر دردهاي دختري است كه كودكانه مرتكب جرمي شده است؟ در سالهاي گذشته به بهانه كم بودن تعداد چنين افرادي از راه اندازي اين كانونها خودداري كرده اند. اين در حالي است كه ظرف چند سال اخير تعداد اين افراد چندين برابر شده است. در واقع توجيهي كه به هيچ عنوان قابل پذيرش نيست.

مثل اين است كه بگوييم چون اين شهر ساليانه 10 نفر بيمار مي شوند نبايد بيمارستان داشته باشيم و حتماً بايد 100 نفر مريض شوند تا بيمارستان بسازيم.

آيا بهتر نيست سريعتر به فكر بيفتيم و نگذاريم آسيب ديدگان اين سهل انگاري بيشتر شوند تا جامعه نيز كمتر از باب آن متحمل خسارت گردد؟

 

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: