امروز 1 خرداد ساعت 2 بعد از ظهر است/فاطمه خادم

امروز 1 خرداد ساعت 2 بعد از ظهر است با اتوبوس به طرف خانه می روم. سمت خانم ها شلوغ است به قسمت آقایان می روم و در صندلی خالی می نشینم .خانمی هم از این فرصت استفاده کرده  و پهلوی من می‌نشیند

چند جوان که دانشجو هستند صندلی جلوی من نشسته اند و با هم شوخی می کنند.

زمان خوبی است دفترچه را به خانم بغل دستی ام می دهم و خواهش  می کنم که مطالعه کند  و در صورت موافقت فرم را امضاء نماید.

دو جوان که ایستاده اند از من می خواهند که به آنها دفترچه بدهم و من  با کمال میل اینکار را می کنم و آنان نیز با شوق مطالعه می کنند.از آنها می خواهم که فرم را امضاء کنند. در حالی که می خندند می گویند می‌شود فرم را به خانه ببریم تا مادر و خواهرمان نیز امضاء کنند و من چون دسترسی به آنها ندارم مجبورم  بگویم  در صورت تمایل می توانند از آدرس صندوق پستی دفترچه  برای ارسال استفاده کنند. به ایستگاه می‌رسم بسیار خوشحالم از اینکه آن دو جوان برگه را امضاء کردند.مگر نه اینکه آنها مادر،خواهر و همسری دارند که حقشان است حقوقی برابر داشته باشند.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: