در راه برگشت از جلسه سخنرانی در باب حجاب و لزوم تفکر خلاق:

پشت ویترین یک مغازه در آزاد شهر

Advertisements

امروز 1 خرداد ساعت 2 بعد از ظهر است/فاطمه خادم

امروز 1 خرداد ساعت 2 بعد از ظهر است با اتوبوس به طرف خانه می روم. سمت خانم ها شلوغ است به قسمت آقایان می روم و در صندلی خالی می نشینم .خانمی هم از این فرصت استفاده کرده  و پهلوی من می‌نشیند

چند جوان که دانشجو هستند صندلی جلوی من نشسته اند و با هم شوخی می کنند.

زمان خوبی است دفترچه را به خانم بغل دستی ام می دهم و خواهش  می کنم که مطالعه کند  و در صورت موافقت فرم را امضاء نماید.

دو جوان که ایستاده اند از من می خواهند که به آنها دفترچه بدهم و من  با کمال میل اینکار را می کنم و آنان نیز با شوق مطالعه می کنند.از آنها می خواهم که فرم را امضاء کنند. در حالی که می خندند می گویند می‌شود فرم را به خانه ببریم تا مادر و خواهرمان نیز امضاء کنند و من چون دسترسی به آنها ندارم مجبورم  بگویم  در صورت تمایل می توانند از آدرس صندوق پستی دفترچه  برای ارسال استفاده کنند. به ایستگاه می‌رسم بسیار خوشحالم از اینکه آن دو جوان برگه را امضاء کردند.مگر نه اینکه آنها مادر،خواهر و همسری دارند که حقشان است حقوقی برابر داشته باشند.

معصوميت در پشت ميله

به یاد دارم این مقاله یکی از نشریات ما در دانشگاه فردوسی مشهد بود. در آن زمان خبر تکان دهنده ای بود که افکار بسیاری از فعالین اجتماعی را به خود مشغول کرد اما اکنون پس از گذشت بیش از یک سال هنوز دقیق اطلاع ندارم که چه بر سر این کودکان می رود. تجسم تنها یک شب آنگونه زندگی کردن که او زجر می کشد و تنها یک روز خفت آنگونه که او تحمل می کند. کودک، این عبارت زیبا…

معصوميت در پشت ميله

ر.ص

نشریه دانشجویی ارشاک -29 بهمن ماه  1385

دختري تنها و غريب در گوشه اي از زندان، به گذشته خويش فكر مي كند. گذشته اي كه زياد طولاني نبوده است، به دوران كودكي اش، به سالهايي كه خيلي زود سپري شد و او اكنون پا به عرصه اي نو گذاشته است، به دنيايي جديد.

دنيايي كه به بدترين و خشن ترين شكل موجود او را در بر مي گيرد و به او خوشامد مي گويد. دنيايي كه در افكار كودكانه اش نمي گنجد. دنيايي كه مي تواند او را متحول كند اما چه تحولي!!!

سال گذشته (حدود يك سال و نيم) خبر بسيار تكان دهنده اي بر روي سايت هاي خبري خودنمايي كرد.

شهر مشهد به عنوان دومين كلان شهر مذهبي جهان از داشتن كانون اصلاح و تربيت دختران محروم است. يعني دختران كم سن و سالي كه به هر بهانه‌اي بازداشت شده اند به بند عمومي زنان فرستاده مي‌شوند.(ايسنا) به خواندن ادامه دهید

*زندان باغ آزاده مردم است/ساچلی افلاکی

 

خدیجه مقدم آزاد شد…
هر بار خدیجه مقدم نازنین را همانگونه تصور می کنم که در روز سالگرد کمپین در خانه اش دیدمش… لباسش روشن بود، سفید شاید، خودش می گفت» به جای دلارام من عروس شده ام!»
خندان بود و پر مهر، گلهای سرخ را که دادم دستش مادرانه خندید و در آغوشم گرفت و پس از آن دیگر اسمش که می آید سفید پوش می بینمش با دسته ای گل سرخ در بغل. به خواندن ادامه دهید

اعتراض 600 فعال و كنشگر جامعه مدنی به دستگیری خدیجه مقدم

گویا سال جدید، چنانکه از طلیعه‌اش پیداست، سال  برخورد با فعالان سياسي و كنشگران جامعه مدني است. در نخستین ماه این سال، یعنی در روز سه شنبه 20 فروردین،  ماموران انتظامی خدیجه مقدم را در منزل مسكوني اش دستگير و با قرار وثيقة  يك ميليارد ريالي روانه بازداشتگاه وزرا کردند. به خواندن ادامه دهید

بعد از50 سال تازه معنی مادر را درک کردم «پدر احمد قصابان»

آخرین بعد از ظهر 1386 و ساعاتی نه چندان زیاد مانده به آغاز سال نو، با عده ای از فعالین در عرصه های مختلف به منزل احمد قصابان(دانشجوی بازداشتی دانشگاه امیرکبیر) برای دیدار با خانواده اش رفتیم.…… تلفن زنگ زد مادر احمد گوشی را برداشت ،به نظر می رسه احمد هستش ،آره خودش، صدای مادر احمد می آمد که می گفت نه با مرخصیت موافقت نکردند، آره بچه ها همشون اینجا هستند …. به خواندن ادامه دهید

8 مارس و عزاداران امام رضا

 کتایون صالحی
چند روز قبل از 8 مارس، 16 اسفند( روز جهانی زن ) با چندتا از بچه ها دور هم جمع شدیم یکی از بچه ها گفت با این فضای بسته چه اقدامی برای بزرگداشت این روز می توانیم بکنیم با در نظر گرفتن نداشتن امکانات کافی ، یکی دیگه از بچه ها پیشنهاد جالبی داد و گفت یک بروشور از راهکارهای قانونی که زوجین حین عقد می توانند در قباله ذکر کنند و تا حدی که قوانین زن ستیز اجازه میدهد شرایط  مساعدتری برای امنیت زن  به لحاظ حقوقی ایجاد شود را تهیه و در برخی مناطق مشهد توزیع کنیم، به خواندن ادامه دهید