در باب متدولوژی فمینیستی/سمانه خادمی

متدولوژي را رويه‌هايي مي‌دانند كه مرتبط است به ساختن يك دانش داراي اعتبار و روايي (Ramazanoglu. 2002: 9). در واقع آن چه در متدولوژي به معناي روش شناسي اهميت مي‌يابد اين كه چه گونه يك روش خاص (يا روش‌هايي) را مي‌توان به كاربرد تا اعتبار [1] و تناسب روش و دانش كسب شده را نسبت به هم تضمين كرد و نيز از سوي روايي [2] و تكرار پذيري آن را تامين نمود.

بايد يادآور شد كه ميان روش [3] و روش شناسي تفاوت است. روش، شيوه گردآوري شواهد است در حالي كه متدولوژي نظريه‌اي است كه نحوه‌ي اجرا عمليات پژوهش را تعيين مي‌كند (آبوت و والاس، 1380: 278). به خواندن ادامه دهید

روشنگری و زنان 3/ سمانه خادمی

   انتقادات فمينيسم از مدرنيسم و تفكر روشنگري                                  

روشنگري بر پايه تفكرات پيشين ساخته شده بود. در همين عصر بود كه مفاهيم خاص روش علمي و معرفت‌شناختي تدوين شد كه با تمام بحث‌هايي كه برانگيخته است، هنوز تداوم دارد. رهيافت‌هاي متفكران روشنگري  در مورد علم، آن چه را كه شيوه‌هاي متفاوت تفكر درباره تفكر غرب و تدوين حقايق جهان اجتماعي و طبيعي ايجاد كرده بود ، مورد تاييد قرار مي‌داد. بدين ترتيب ، روشنگري مباني تفكر مدرن را پايه گذاري نهاد آن چه كه  تا حدود زيادي مورد مخالفت  متفكرين فرامدرن و فراساختاري است... به خواندن ادامه دهید

روشنگری و زنان 2/سمانه خادمی

تاثير مفاهيم روشنگري بر فمينيسم
بي‌ترديد فمينيسم بخشي از پروژه روشنگري نبود و تاكيد روشنگري در زمينه حقوق فردي نيز عمدتاً معطوف به مردان بود، اما روشنگري شرايط مناسبي را فراهم كرد تا تعدادي از فمينيست‌هاي راديكال از دل انقلاب فرانسه رشد كنند ( کسانی مانند ماري اولمپ دوگوژ ) . به خواندن ادامه دهید

روشنگری و زنان/سمانه خادمی

رويكرد انديشمندان عصر روشنگري به زن

از آن جا كه برخي از نويسندگان به رغم تاكيد بر آزادي، برابري و حقوق فردي و … به صراحت اين مفاهيم را براي مردان به كار مي‌بردند، و زنان را واجد سرشت و طبيعي خاص مي‌دانستند كه مستلزم جدا كردن سپهر خصوصي ـ عمدتاً زنان از سپهر عمومي ـ كاملاً مردانه ـ بود، اين نكته را قابل تامل مي‌سازد كه چه گونه در بستر انديشه روشنگري اين عقايد سنتي هم چنان پا بر جا مانده بود؟ در حالی که عصر روشنگري مدعی بود عصر طرد سنت‌گرايي و جايگزين كردن خردگرايي و انسان محوري (و نه مرد محوري) است . به خواندن ادامه دهید

بازخوانی سال 86 از منظر فرازو فرودهای حقوق زنان/محبوبه حسین زاده

سال 1386، سالي متفاوت در حوزه حقوق زنان بود؛ سالي پر از وعده ها و اظهار نظرهاي مقامات كشوري و نمايندگان مجلس براي رفع برخي تبعيض هاي حقوقي و قانوني عليه زنان. سالي كه لايحه حمايت از خانواده در مجلس مطرح شد كه حتي اعتراض زنان اصولگرا و برخي مراجع تقليد را در اعتراض به نقض بيشتر حقوق زنان به دنبال داشت و سال تصويب فوريت طرح تغيير قانون ارث بري زنان از اموال شوهر كه گامي بزرگ درجهت احقاق حقوق زنان است هرچند باز هم مخالفت برخي ديگر از مراجع تقليد را به دنبال داشت. و سال 86، سالی بود پر از دستگيري فعالان حقوق برابر و زنان و مرداني كه براي رفع تبعيض هاي قانوني از زنان تلاش مي كنند. به خواندن ادامه دهید

در باره شناخت شناسی زنان/ سمانه خادمی

 فمينيسم به عنوان يك نظريه انتقادي در بستر مفاهيم عصر روشنگري ريشه مي‌دواند و در فضاي انتقادي قرن بيستم رشد مي‌كند و با نفي ريشه‌هاي خود در مفاهيم عصر روشنگري براي رهايي زنان به عنوان گروه‌هاي به حاشيه رانده شده در طول تاريخ و سركوب شده در جامعه تلاش مي‌كند.عصر روشنگري با ارائه‌ي‌ مفاهيمي چون آزادي، برابري ، انسان محوري شرايط رشد مفاهيم فمينيستي را زمينه‌ساز شد به شكل‌گيري جنبش‌هاي فمينيستي حق‌رأي، حق تحصيل زنان و ارتقاي سطح بهداشت آنان و انجاميد. اما دنياي نظريه‌هاي فمينيستي هنوز در پس قافله‌ي تغييرات اجتماعي حركت مي‌كرد و بيشتر در جهت توصيف شرايط اجتماعي زنان گام بر مي‌داشت. به خواندن ادامه دهید

جنبش زنان برابری خواه

نشریه دانشجویی ارشاک-دانشگاه فردوسی مشهد
بهمن 1385

« آيا تلاش و تكاپوي زنان را در ايران معاصر مي‌توان با كمك مفهوم «جنبش اجتماعي» و نظريه‌هايي كه در اين باره وجود دارد بيان كرد؟»
اين پرسش كه ديري است، پيدا و پنهان، ذهن و زبان انديشه‌گران حوزة مسائل زنان را به خود مشغول كرده است، پاسخ‌دهندگان را به دو گروه نسبتاً متمايز تقسيم می کند.
با در نظر داشتن این دو گروه متمايز، با پرسش‌هايی مواجه می شویم که ایشان باید پاسخ گویند. پرسش‌هايي براي كساني كه با به كار بستن مفهوم جنبش اجتماعي براي توضيح حركت زنان بيشتر موافقند و پرسش‌هايي براي آنان كه موضعي بيشتر مخالف دارند.
الف: اگر مي‌توان در جامعة ايران از پديده‌اي به نام جنبش زنان سخن گفت:
1ـ اين جنبش از چه زماني به‌وجود آمده و مؤلفه‌هاي اصلي آن كدام است؟
2ـ جنبش اصلاحات و جنبش زنان چه نسبتي با هم داشته و چه تأثيري بر هم گذاشته‌اند؟
3ـ جنبش جهاني زنان بر جنبش زنان در تاريخ مدرن ايران چه تأثيري داشته است؟
ب: اگر به نظر شما پديده‌اي به نام جنبش زنان در ايران وجود ندارد:
1ـ دلايل خود را براي اين‌كه حركت زنان جنبش اجتماعي نيست، بيان كنيد.
2ـ بر پويش زنان در تاريخ مدرن ايران وابعاد اين حركت (از جمله گسترش فزايندة تحصيلات عالي زنان، گسترش حضور زنان در عرصة عمومي، برابري خواهي زنان، هويت‌خواهي زنان، توجه زنان به نوشته‌هاي فمينيستي و …) چه نامي مي‌گذاريد و براي بيان آن از چه مفاهيمي استفاده مي‌كنيد؟
ناگفته پيداست كه الصاق عنوان «جنبش اجتماعي» به سينة پرتپش مسائل زنان، مدال افتخاري براي زنان و كوشندگان راه آنان نيست چنان‌كه كنارگذاشتن اين مفهوم نشانة نوعي تجويز ناشايستگي به‌حساب نمي‌آيد يا نبايد بيايد. در واقع، استفاده يا عدم استفاده از يك مفهوم نظري ـ عملي همچون «جنبش اجتماعي» صرفاً ابزاري براي تنظيم فكر و عمل است نه چيزي بيش از آن.

ابتدا به اين سؤال بپردازیم كه «آيا مي‌توان در جامعة ايران از جنبشي به نام جنبش زنان سخن گفت؟»
پاسخ به اين سؤال، مانند هر بحث نظري ديگري، بستگي دارد به تعريفي كه از مفاهيم ارائه مي‌شود. به خواندن ادامه دهید